|
هفته پيش سه شنبه بود که وقت دکتر داشتيم. من و تو.اين دفعه را مجبور بوديم تنهايی بريم چون بابا جون جون جونی اينجا نيست که باهامون بياد. ميدونی، يه جورايی دلم واسش ميسوزه که نمیتونه دست و پا زدنهای تو وروجک را ببينه. خلاصه اينکه دوتايی پا شديم هلک و هلک رفتيم دکتر. وقتی خانم دکتر ميخواست قدت را اندازه بگيره پشتت را کردی و خوابيدی. اصلا انگار نه انگار که ما هم آدميم. ولی خب به اين سادگيها هم نيست که هر کار دلت بخواد بکنی. خانم دکتر نيم ساعتی هی زد به پهلوی من که بيدار شی. ولی هر بار پا ميشدی يه دور ميزدی، يک کم دست و پا تکون ميدادی و دل من را ميبردی و دوباره ميخوابيدی. ميخواستم به خانمه بگم بابا ولش کن مگه نميبينی خوابش مياد کوچولوی من؟!!!!!!!! ولی خب ديگه... آخرش ميدونی چند سانت بودی؟ ۵.۴ سانتی متر. ماشاالله قد کشيدی هااااا شيطون!!!!!!

|